تبليغاتX
یه صفحه بعد...




میدانی که اینجا عید است

اینجا در ایران

و امسال مثل سال گذشته نیستی که آشتی کنیم

دلم می خواست

دیگر تمام شود

کاش امسال دیگر کینه ها را می شستیم

کاش بودی

و آن دخترکان که دوستشان می داری

شاید نه برای اینست  که از من زیبا ترند

شاید مهربانیشان دلیلی مقبولیشان است

تنها مهربانیشان

+   84/12/27      

بهم میگه:

" تو ۲ شخصیتی ای٬

و هر ۲ شخصیتت هم جذابه"

!!!...

+   84/12/21      

اگه به هزار زبان می گفتی دوستم داری نمی شنیدم

فقط هزار و یکمین زبان را می دانستم

که می گفت دوستم نداری

دوست های صمیمی ام برای روزهای تنهای خوبند

و روزهای تنهایی دوست های صمیمی گرفتارند

و من در همه لحظه های تنهایی

به غریبه هایی پناه می برم

که بی آنکه دوستشان بدارم برایم مهمند

آدم های که مجبورم می کنند

که با گوشت و پوستم

خیانت وفادارانه را بفهمم

چه آسوده این روزها به خودم خیانت می کنم

 

 

+   84/12/17      

این روزها

از بس که بیکارم غصه می خورم

از بس که خاطره مشترکی با دوست جدیدم ندارم

                                 هنوز برای تو می نویسم

از بس که به کانتر وبلاگ این دخترک اضافه می کنم

دایم خودمو نفرین می کنم

من قرار بود پروانه بشم

ولی اشتباهی شدم یه فرشته...

 

+   84/12/16      

همه این آدم ها تو بودی که نگاهم نمی کردی

+   84/12/15      

به ناهار نرسیدم

از امروز کفش های بهاری می پوشم

عشق با یک نگاه...

 

+   84/12/13      

اگر به گریستن می ماندی ٬ می گریستم

اگر به لبخند ٬ می خندیدم

و اگر به التماس بود ٬ التماس می کردم

ولی تو نمی ماندی

هر دو آمده بودیم که برویم

قرار آمدنمان ٬ رفتن بود

آخر قصه ما ٬ نرسیدن بود...

 

+   84/12/10      

وقتی که به طور مستمر منتظر برگشتت می  مونم و تو نمیای

وقتی از درد ٬ همه وجودم می لرزه

وقتی که می خوام که زمان تند و تند بگذره و منو فراموش کنه

اون موقع می تونم دور و برمو یه نگاهی بندازم

آدمای دیگه رو ببینم

با خودم فکر کنم که هنوز زنده ام

و هنوز هم می تونم عاشق بشم

این بار شاید عاشق یه پسر کوچیک

که می تونم اسمشو صدا کنم "محمد"

یکی که دیگه اسمش پر از حروف توهم زای "پ" و "ژ" نباشه

یکی که بتونه عشقشو بهم ابراز کنه

و من هم

حالا این روزا

دیدن یه پسرک با قیافه تو هم برام کافیه

فقط باید بتونی حسش کنی

+   84/12/09      

اشکال مملکت ما اینه که هیشکی به هیشکی احترام نمیذاره

اگه من و تو به هم احترام میذاشتیم

علیرغم تفاوت های عمیقمون

تا ابد می تونستیم با هم باشیم...

+   84/12/07      

نمیدونم وقتی که رفتی افسرده شدم

یا وقتی که افسرده شدم رفتی

ولی میدونم تو که این روزا که تلخ میگذره

همش داریم تاوان کارامونو میدیم

تو منو ترک کردی

و من دیگران رو

و دیگران ٬ دیگران رو

...

این روزها

من بیشتر از همیشه تو شکّم

اینی که همه میبینن من نیستم

اینی که نشونشون میدم من نیستم

خودم هم تعجب می کنم

که چرا گاهی اینقدر جدی به نظر میام

که چرا کفش های پاشنه دار می پوشم

که چرا کوله رو دو بندی نمی کنم

نمی فهمم

خودم این روزها از همه گیج ترم

از همه ترسو تر

از همه خجالتی بر

آدمایی که بهم میل میزنن

اونایی که مسج های خنده دار میزنن

یا اونایی که فحشم میدن

یا حتی کسایی که بهم ابراز عشق می کنن

هیچ کدوم نجاتم نمیدن

من دارم یه راه طولانی رو تنها میرم

یه راه تاریک طولانی

گاهی خیلی می ترسم

گاهی خیلی می ترسم

....

 

 

+   84/12/07      

گاهی فکر می کنم بیهوده و بیهوده

که اگر بیایی

آیا دوباره دوستت خواهم داشت ؟

آیا دوباره برایت لبخند های کودکانه خواهم فرستاد ؟

آیا دوباره راه ها را برایت خواهم دوید؟

...

تو چه فکر میکنی ؟

 

+   84/12/02