
نمیدونم اینایی که برام می فرستی ویروسه یا نه
شایدم داری حالمو می گیری
ولی میخوام بهت اعتماد کنم
حالا هرجوری که هستی
می فهمی ؟
نگاهم کردند و خندیدند
و من اندیشیدم
که خندیدن هایشان را دوست ندارم
وقتی گفتم بودنتان را دوست می دارم
نگاهم کردند و خندیدند
و من گفتم
خندیدن هایتان را دوست ندارم
نگاهم می کردند
و من موجودی
با تنی زنانه
...
که نازک می دیدم
و نازک می اندیشیدم
نگاه هایشان را دوست نمی دارم
و این شهر
و این شهر ها
پر بود از نگاه هایشان
و صدای خنده هایشان
و می اندیشیدم
که هیچ کدامشان را دوست ندارم

"چه مهربان بودي
وقتي دروغ مي گفتي"
فروغ.
گاهي مي شود پايان همه جمله ها و شعر هاي من
يك نقطه گذاشت
و در سطر بعد نام تو را نوشت.
و بيش از آن ميشود پايان همه جمله هاي تو
يك نقطه گذاشت
و در سطر بعد نوشت : فروغ.
فروغ چه زود به شعرهاي ما بازگشته بود...
یک روز رسد غمی به اندازه کوه
یک روز رسد نشاط به اندازه دشت
افسانه زندگی چنین است گلم
در سایه کوه باید از دشت گذشت
" لبت کدومه ؟ "
....
همه چیو با هم قاطی نکن
این راه که تو میری آخرش جهنمه
(حالا بگو بی ربطه !)
یه روز که بیکار و تنهایی می تونی از صبح تا شب وبلاگا رو بگردی
و هی فکر کنی چه اسمایی که می تونستی برای وبلاگ خودت بذاری
به این نتیجه می رسی که آدمای دیگه هم خلاقند !!
کارمند تمام وقت ٬ کارمند نیمه وقت ٬ کارمند پاره وقت
حالا می گویند :
بیکار تمام وقت ٬ بیکار نیمه وقت ٬ بیکار پاره وقت
گل آقا
سه زن را به سوی خویش می خواند
و سه زن با شنیدن "عزیز" به سوی مرد می شتافتند
یعنی کدامیک "عزیز" بود ؟

(ریچارد کلایدر من)
و روح تنیده در تار و پود این آهنگ
چگونه خود را از پاریس تا اینجا کشانده است ؟
من حرف میزدم و اون گوش میداد
برخلاف همیشه زن بود
چشم هاش گاهی از تعجب باز و بسته می شد
ولی در اصل قضیه تفاوتی ایجاد نمی کرد
آروم ٬ با چشم های سبزش به من نگاه می کرد
می خواستم دایم بهم بگه که خوشگلم
ولی ساکت بود
با چشم های سبزش فقط نگاه می کرد
نگاهش آروم بود
ولی من دلم میخواست می گفت که خوشگلم
حرف می زدم
گریه
خنده
و اون با چشم های سبزش فقط نگاه می کرد
زمان می گذشت
خیلی گذشته بود
حتی به کلاس های ظهرم هم نمی سیدم
ولی باید حرف میزدم
نگاهش اونقدر آروم بود که فکر کردم همیشه می تونم حرف بزنم
گاهی سوال می پرسید
و من واقعا شاد می شدم
دلم میخواست دایم سوال بپرسه
دلم میخواست دایم بگه که خوشگلم
و اون با چشم های سبزش فقط نگاه می کرد
....
فکر کردم دلش می خواست بهش بگم که خوشگله
ولی نگفتم
کمی نگاهش کردم و اومدم
فکر کردم دلش می خواست بهش بگم که خوشگله
