تبليغاتX
یه صفحه بعد...




دیگر دلیل زیستنم را نپرس
+   85/03/30      

شعرگونه هایم

خزعبلاتی ست درباره تو

چه حیف!

زود خراب شدی

+   85/03/28      

کلمه ۱۱ :

من یک نئو مذهبی خوشحالم.

+   85/03/27      

نمیدونم این پیغام ها کامپیوترم رو هک می کنه یا نه

نمیدونم اینایی که برام می فرستی ویروسه یا نه

شایدم داری حالمو می گیری

ولی میخوام بهت اعتماد کنم

حالا هرجوری که هستی

می فهمی ؟

+   85/03/26      

و آدمیانی

با نیم تنه های کوتاه

و موهای بلند

 

+   85/03/22      

آی گربه هه !

اگه اونجوری چپ چپ نگام نمی کردی

حتما بهت می گفتم که بچه های ملوسی داری!

 

+   85/03/22      

وقتی گفتم می خواهم دوستتان بدارم

نگاهم کردند و خندیدند

و من اندیشیدم

که خندیدن هایشان را دوست ندارم

وقتی گفتم بودنتان  را دوست می دارم

نگاهم کردند و خندیدند

و من گفتم

خندیدن هایتان را دوست ندارم

نگاهم می کردند

و من موجودی

با تنی زنانه

...

که نازک می دیدم

و نازک می اندیشیدم

نگاه هایشان را دوست نمی دارم

و این شهر

و این شهر ها

پر بود از نگاه هایشان

و صدای خنده هایشان

و می اندیشیدم

که هیچ کدامشان را دوست ندارم

 

+   85/03/21      

لعنت به اونی که فرودگاه اصفهان  رو دور از شهر ساخت !
+   85/03/20      

CMOS
NMOS
MOS
PMOS
SMITT TRIGER
TOTEM POLE
...

دوستتون دارم

دوستتون دارم

+   85/03/18      

همیشه فکر می کردم پرستو ندیدم

سرموگرفتم رو به آسمون

 پُر پرستو بود

 پُر پرستو

 

 

+   85/03/17      

"چه مهربان بودي

وقتي دروغ مي گفتي"

فروغ.

گاهي مي شود پايان همه جمله ها و شعر هاي من

يك نقطه گذاشت

و در سطر بعد نام تو را نوشت.

و بيش از آن ميشود پايان همه جمله هاي تو

يك نقطه گذاشت

و در سطر بعد نوشت : فروغ.

فروغ چه زود به شعرهاي ما بازگشته بود...

 

+   85/03/16      

یعنی دارم بزرگ میشم ؟
+   85/03/11      

دوستم امروز بهم اس.ام.اس زده :

 

یک روز رسد غمی به اندازه کوه

یک روز رسد نشاط به اندازه دشت

افسانه زندگی چنین است گلم

در سایه کوه باید از دشت گذشت

+   85/03/11      

گلدونمو گرفتم جلوی صورتم و بهش گفتم :

" لبت کدومه ؟ "

....

همه چیو با هم قاطی نکن

این راه که تو میری آخرش جهنمه

(حالا بگو بی ربطه !)

+   85/03/10      

خوب گفتی دختره !

تا هستم ... مينويسم...ولی حرف زدن يادم رفته...

+   85/03/09      

چقدر خوبه که اینهمه وبلاگ تو دنیاس

یه روز که بیکار و تنهایی می تونی از صبح تا شب وبلاگا رو بگردی

و هی فکر کنی چه اسمایی که می تونستی برای وبلاگ خودت بذاری

به این نتیجه می رسی که آدمای دیگه هم خلاقند !!

+   85/03/09      

سابق بر این می گفتند :

کارمند تمام وقت ٬ کارمند نیمه وقت ٬ کارمند پاره وقت

حالا می گویند :

بیکار تمام وقت ٬ بیکار نیمه وقت ٬ بیکار پاره وقت

                                             گل آقا

+   85/03/09      

و مرد با گفتن "عزیز"

سه زن را به سوی خویش می خواند

و سه زن با شنیدن "عزیز" به سوی مرد می شتافتند

یعنی کدامیک "عزیز" بود ؟

+   85/03/08      

"یک مرد و یک زن "

                       (ریچارد کلایدر من)

و روح تنیده در تار و پود این آهنگ

چگونه خود را از پاریس تا اینجا کشانده است ؟

+   85/03/07      

روبروی من نشسته بود

من حرف میزدم و اون گوش میداد

برخلاف همیشه زن بود

چشم هاش گاهی از تعجب باز و بسته می شد

ولی در اصل قضیه تفاوتی ایجاد نمی کرد

آروم ٬ با چشم های سبزش به من نگاه می کرد

می خواستم دایم بهم بگه که خوشگلم

ولی ساکت بود

با چشم های سبزش فقط نگاه می کرد

نگاهش آروم بود

ولی من دلم میخواست می گفت که خوشگلم

حرف می زدم

گریه

خنده

و اون با چشم های سبزش فقط نگاه می کرد

زمان می گذشت

خیلی گذشته بود

حتی به کلاس های ظهرم هم نمی سیدم

ولی باید حرف میزدم

نگاهش اونقدر آروم بود که فکر کردم همیشه می تونم حرف بزنم

گاهی سوال می پرسید

و من واقعا شاد می شدم

دلم میخواست دایم سوال بپرسه

دلم میخواست دایم بگه که خوشگلم

و اون با چشم های سبزش فقط نگاه می کرد

....

فکر کردم دلش می خواست بهش بگم که خوشگله

ولی نگفتم

کمی نگاهش کردم و اومدم

فکر کردم دلش می خواست بهش بگم که خوشگله

 

 

 

 

+   85/03/01      

دختره میگه اگه من قرص اعصاب می خورم

خُب اونم مشروب میخوره

این به اون در !

+   85/03/01