
همه جا
تو رو می نویسم
روی آینه ی گریه هام ٬
رو گونه های خیسم
ای که معنی اسم تو آسمون پاکه
ریشه صِدام ٬ نبضش زیر پوست خاکه"
که پیش از آنکه حرکتی بکنیم
بفهمند داریم می رقصیم ؟
--حتی بفهمند دارم دستامو بالای سرم می چرخونم؟
"خانم ببخشید"
و نزدیک و نزدیک تر
و تپش قلب من
بیشتر و بیشتر
و صدا نزدیک تر
و مردی آرام از کنارم می گذرد
می رود
و دور
و دورتر
قرار بود که بگذرند ، اما
رسیدند به من
و در من متوقف شدند
و بعد در من تکرار شدند و تکرار .."
--
آروم آروم بعدش کریس دبرگ می خونه
You are always on my mind
می فهمم
که روز تولدت همیشه یادمه
تو همه تقویمام
دور روز تولدت خط کشیدم
و یواشکی نوشتم:
"تولدت مبارک!"
..
امسال احتمالا ۲۵ یا ۲۶ ساله میشی
حالا انگار این حس
غمگین ترین حس دنیاس

انتظار کشیدن برای تو
که بگم
یه عالمه عکسای قشنگ پیدا کردم
که بت نشون بدم
و مثل یه بچه گردنمو کج کنم
و چشامو باز و بسته کنم
و تو رونگا کنم
بعد تو آخر شب بیای
با یه سبد پُر ِ نقاشی
و من فکر کنم چه احساس خوبی
و آهنگ پشت هم بخونه
And nothing else matters
And nothing else matters
And nothing else matters
..

.
وبلاگمون جای کامنت نداره
شاید وقتی دلت برام تنگ شده بوده
تو هم جای کامنتتو پاک کردی
بذار جنیفر هی بگه
oh yeah
oh yeah
oh no
اون موقع که نتایج امتحان بنیه علمی سوم دبستان مثل همیشه خوب نبود
فکر کردم دنیا خیلی جای بدیه
اون موقع که دُم ناناشی کج شده بود
فکر کردم بزرگترین غم دنیا رو دارم
اون موقع که برنامه شبانه نوروز ۷۳ تموم شد
همه غمای دنیا نشست رو دلم
اون موقعی که بستنی قیفی گنده پارک ملت همونجا دم در پارک ریخت رو زمین
فکر کردم عجب دنیای مسخره ای
و اون روزی هم که تو رفتی
احتمالا یه همچین اتفاقی افتاده بوده...