
چرخیدن میان غرفه ها
خسته شدن
(عاشق دستمال های رنگی ام)
راه رفتن در خیابان را دوست دارم
وقتی همه نگاهم می کنند
و در دلم به آنها بد می گویم
وقتی خیابان خیس باران است
و کفش هایم گلی می شود
راه رفتن زیر آفتاب را دوست دارم
وقتی پوست صورتم می سوزد
و کفش هایم به آسفالت داغ خیابان می چسبد
همه اینها را دوست دارم
اگر چه همه مرا می آزارند
لازم نيست آن را در قلبش فرو کني
يا گلويش را با آن بشکافي.
پرهايش را بزن...
خاطره پريدن با او کاري مي کند
که خودش را به اعماق دره ها پرت کند "

ضمیر "اون" به چه چیزی اشاره دارد؟
۱- پلیس ۱۱۰
۲- وسیله ابراز احساسات
۳- مکان!
۴- جواب پدر مادر سنیوریتا"
از همه افرادی که به نوعی
از اینجانب
گله و شکایتی دارند
دعوت به همکاری می شود
نیاز فوری داریم

دندان های زردش را دیدم
و او از نزدیک
چشم های زیبایم را
حال تو بگو
کدامیک برده ایم
من که زیبا بودم
یا او؟

"جریان از این قراره که ۱۲ روزی میشه که من خـــاله یه دُخمل خانومه خوشگل و ناز به اسم
«ا ِمیتیس» شدم. و چون اطرافیان سختشونه یا به قول خودشون زبونشون نمیچرخه که با این اسم صداش کنن هر کدوم یه اسمی روش گذاشتن .
اوایل که به دنیا اومده بود کلی باید فکر میکردیم که اسم بچه چی بود چی نبود بد صداش می زدیم !!! آخر سر هم که یادمون نمیومدو هر اسمی که سر زبونمون میومد صداش میکردیم .
مثلا :
مامانـم میگفت تیس تیسی..
خواهرم صداش میکرد سـِرند ِ پیتی
(حالا چه تشابه بین این ۲ اسم بود من نمیدونم )
مامانیش بهش میگـه امیلیـه من !!
البته ناگفته نماند منم چون یه تشابه اسمی کوچیکی باهاش داشتم و بعد از ۱شبه تمام که از روی اسم دیکته نوشتم آخرش تونستم به خاطرم بسپارم و درست صداش کنم !!!
* شده جریان اون بابا که میگه آخ فدات بشـــــم آرمیـــتا.. اون یکی میگه شارمیتا نه پارمیدا
Meine Liebste Emitis
Ich liebe dich ja sehr und ich bin so froh, dass du bei uns in dieser Welt gekommen bist
Deine Tante
"
--وبلاگ شاپرک

با سارای عزیز در سنگر مبارزه
نوشته گرانقدر ایشان را
بر سنگ قبر خویش نوشتم:
به یاد و احترام صاحب این وبلاگ
که زیر بار نوشتن پایان نامه اش دار فانی را وداع گفت
یک دقیقه سکوت
"در این سایت عضو شوید و ترید روزانه را تست کنید. هیچ استاپ لاسی وجود نداره .و فقط تیگ پروفیت . برای شما فقط قیمت بستن کندل روزانه مهم خواهد بود."
![]()
مثل فیلم ها
میومدم ایستگاه راه آهن
تو سوار می شدی
و من با نگاه لرزان بدرقه ات می کردم
قطار حرکت می کرد
و دور و دورتر می شد
و تکه ای از قلب مرا با خود می برد

روبروی پنجره اتاقم
پربار است امسال
میوه هایت بسیار
درخت انجیر روبروی پنجره
لبخندم
بوسه ای است

So
come with me
you will see
the light that shines for eternity
be strong and learn to say
the words
I love you
فریاد بزن بگو
دوسِت دارم
Arian Band Ft Chris De Burgh
نوری تا ابدیت