به نقل از شوهر الی:
"مخالفت با توافق
فرض کنید شخص ١ و
شخص ٢ به هر دلیلی کینه و تنفری عمیق نسبت به هم دارند. حالا فرض کنید شخص
١ به موضوع ٣ علاقهی عجیبی دارد. شخص ٢ با موضوع ٣ آشنا میشود و میفهمد
که چهقدر جالب اسا ولی چون شخص ١ از آن موضوع خوشش میآید به طور
ناخودآگاه دلایلی برای بد بودن موضوع ٣ پیدا کرده و به تدریج با آن بد
میشود. برای قضیهی فوق دو مثال میآورم.
١) شما با مملکتتان مشکل دارید و مملکتتان کمک به فلسطین را جزو امور
واجب میداند. شما نیز این کار انسانی را میپسندید ولی چون با مملکت مشکل
دارید دلایلی برای کمک نکردن پیدا میکنید.
٢) ممکلت با پهلویها مشکل دارد. پهلویها با کوروش خیلی خوب بودند.
مملکت نیز از کوروش بدش میآید. در حالی که همه میدانند کوروش سهم
بهسزایی در تمدن بشر داشته است.
نتیجهی اخلاقی: مستقل بیاندیشید فرزندان من"
اگر به لبخند می آمدی می خندیدم
اگر به گریه می گریستم
اما تو در آینه ها خوابیده ای

آنچه می شنوی حرف های من نیست
به سکوت من گوش کن..

از آدمایی که سر و صدا می کنند متنفرم
و از خدا صبر می خوام

وقتی مامانم همونجوری نگران من میشه
که من نگران تو
می فهمم که چقدر دوستم داره
"مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حياط يک تيمارستان پنچر شد و مجبورشد همانجا به تعويض لاستيک بپردازد. هنگامی که سرگرم اين کار بود، ماشين ديگری به سرعت ازروی مهره های چرخ که در کنار ماشين بودند گذشت و
آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد. مرد حيران مانده بود که چکار کند. در اين حين، يکی از ديوانه ها که از پشت نرده های حياط تيمارستان نظاره گر اين ماجرا بود، او را صدا زد و گفت: از ٣ چرخ ديگر ماشين، از هر کدام يک مهره بازکن و اين لاستيک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعميرگاه برسی.
مرد اول توجهی به اين حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد ديد راست می گويد و بهتر است همين کار را بکند. پس به راهنمايی او عمل کرد و لاستيک زاپاس را بست.
هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن ديوانه کرد و گفت: «خيلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی. پس چرا توی تيمارستان انداختنت؟
ديوانه لبخندی زد و گفت: من اينجام چون ديوانه ام. ولی احمق که نيستم."
میری
فقط تا جاییکه پات یاری کنه
بعد..
.
بنشین
.
میشه
شکلاتی که فرستادی
دیگه در ازاش شکلاتی نخوای
میشه؟

"چه طور يه زن خوب باشيم
يك
ضرب المثل قديمي كه مادربزرگها خوب بلدن اينه كه زن خوب بايد در آن واحد
كه كلفت و كدبانوي خوبيه ؛ تو رختخواب هم خوب سرويس بده. اين روزها اضافه
كنيد بايد پول هم خوب در بياره. ولي هنوز مثل قديم ها نبايد زياد سوال و
جواب كند.( آخه ميدونيد مردها خوششون نمياد). فكر ميكنيد چند درصد از مردم
تو جامعه ما هنوز فكر ميكنن يه زن خوب بايد اين ويژگيها رو داشته باشه.
چند درصد از زنهاي ما هنوز همين ضرب المثل رو تكرار ميكنن و بهش اعتقاد
دارن. اصلا چقدر از مردهاي ما تغيير كردن تو اين زمينه توي قرن اخير؟
زن و مرد هر دوشون صبح زود از خونه ميزنن بيرون. تو يه ساعتي برميگردن.
آقا ميشينه پاي تلويزيون ( خدا نكنه برنامه ۹۰ يا يه چيزي تو اين مايه ها
باشه). خانومه يه راست ميره تو آشپرخونه كه قرمه سبزي رو بپزه. غذا آماده
ميشه آقا تشريف ميارن ميل ميكنن. بعدش خانم دوباره تو آشپزخونه ميشوره و
ميسابه. آخر شب خسته و كوفته. آقا هه بدون اينكه ذره اي همكاري كرده باشه
انتظار داره خانمه الان مثل يه مدل و يا هنرپيشه غربي ( سعي كردم خيلي
مودب باشم ) كه همين چند ساعت پيش تو فيلم ديده خودشودرست كنه و همونطوري
كه تو فيلم پورنوي ديشب ديده در خدمت باشه. چون در غير اين صورت پايه هاي
مقدس زندگي زناشويي به هم ميريزه. كه در صورتي كه زنه قورمه سبزي نپزه و
ظرفم نشوره قراره به هم بريزه. اين وسط هم حق نداري بپرسي مثلا قرار بود
فلان ساعت بياي چرا يه ساعت دير كردي چون اقا بهشون بر ميخوره و فكر ميكنه
كه داريد كنترلشون ميكنيد. اين جمله هم كه هيچوقت از دهنشون نميفته.
“بازم گير داديا”. بازم گير داديا براي همه چيز كاربرد داره. از خواستن
اينكه شلخته نباشه تا اينكه وقتي قراري ميذاره سر وقت باشه. خلاصه يادمون
باشه يه زن خوب باشيم."
--وطن دوست
لا لا لا لا لا لا
لا لا لا
دوم دوم دوم دوم دوم
دیم دییییییم دی دیم
دی دی ری دی دی دیممممم
ها اااااا ها ... اااااااااااا
لا لا لا لا لا لا
لا لا لا
"اي دوست اين روزها با هركه دوست مي شوم
احساس مي كنم
آنقدر دوست بوده ايم
كه ديگر وقته خيانت است."

دوستان عزیز!
هیشکی هس
که سریال فرندز رو با کیفیت خوب (یا عالی) داشته باشه
(خودم کیفیت معمولیشو دارم)
دلم تو رو میخواد
درس دادنت رو
مزه پرونی های نازک و ظریفت رو
که شیطنتی بزرگ سالانه در اون بود
وقتی از شراب و مستی حرف می زدی
و چندشم می شد
وقتی می خندیدی
و مثل روبات های لاغر راه می رفتی
وقتی می گفتی
با لبخند
ملت شریف ایران
وقتی می خندیدی
من روانی ام
عاشق استادام میشم
از دیدن چراغ روشن آدمک
آنفدر چراغ در جانش می ریزد
که نیازی به کلامی و سلامی نمی یابد
وهم هایم گفتند
شرکت در بازی های گروهی
در نوشتن های گروهی
در دوستی های گروهی
دوست داشتم و نداشتم
دلم می خواست با بچه های همسن و سالم بیشتر دوست بودم
با کسی
بیش از دوستان
زن های شوهرمرده
بهتر از دخترهای مرد شده
بهتر از زن های مرد نما
بهتر از مرد های زن نما
زن شوهر مرده
خیلی جاها بهتر از خیلی چیزهاس
نگران مردن شوهرهای خیالیتان نباشید!
تولدت ای عزیزترین کودک زندگیم
تولدت ای شیرین ترین هم بازی
ای زیبا ترین خنده کودکانه
مبارک

جالبه
اگه بفهمین
شما که راجع به جنیفر آنیستون توی وبلاگتون می نویسین
جنیفر آنیستونم تو وبلاگش راجع به شما می نویسه

for fun
"مسافر
تاکسی آهسته
روی شونهی
راننده زد
چون میخواست
ازش یه سوال
بپرسه…
راننده جیغ
زد، کنترل
ماشین رو از
دست
داد…نزدیک
بود که بزنه
به یه
اتوبوس…
از
جدول کنار
خیابون رفت
بالا…نزدیک
بود که چپ
کنه…اما کنار
یه مغازه توی
پیاده رو
متوقف شد…
برای چندین
ثانیه هیچ
حرفی بین
راننده و
مسافر رد و
بدل نشد…
سکوت سنگینی
حکم فرما بود
تا این که
راننده رو به
مسافر کرد و
گفت:
"هی
مرد! دیگه
هیچ وقت این
کار رو تکرار
نکن… من رو
تا سر حد مرگ
ترسوندی!"
مسافر
عذرخواهی کرد
و گفت: "من
نمیدونستم
که یه ضربهی
کوچولو آنقدر
تو رو
میترسونه"
راننده جواب
داد: "واقعآ
تقصیر تو
نیست…امروز
اولین روزیه
که به عنوان
یه رانندهی
تاکسی دارم
کار میکنم…
آخه من 25
سال رانندهی
ماشین جنازه
کش بودم…!""

"از تنهایی مگریز
به تنهایی مگریز
گه گاه آن را بجوی و تحمل کن
و به آرامش خاطر مجال ده
"

خانم شیرین عبادی با جایزه های رنگارنگ
این روزها زمان سکوت نیست.
به گزارش فارس نیوز:
"دختر شيرين عبادي،همزمان با اوجگيري اعتراضات جهاني عليه جنايات رژيم صهيونيستي در غزه،
خواستار توقف هرگونه تظاهرات ضد صهيونيستي شد."