آبادانيه ميره تهرون سوار اتوبوس ميشه ، به راننده بليط ميده.
راننده ميگه آقا اين بليط ماله آبادانه !
آبادانيه ميگه : كوكا چيشتو خوب باز كن ! روش نوشته آبادان و حومه!

آبادانيه ميره تهرون سوار اتوبوس ميشه ، به راننده بليط ميده.
راننده ميگه آقا اين بليط ماله آبادانه !
آبادانيه ميگه : كوكا چيشتو خوب باز كن ! روش نوشته آبادان و حومه!
بد گفته بود از کسی که مردم از دست زبانش در امان نیستند
چه بزرگ می اندیشیده است
جانی کوچولو از مدرسه به خانه آمد.
امروز معلم به آنها تکلیف مخصوصی داده بود.
از آنها خواسته بود که مقاله ای در مورد تولد بچه ها بنویسند.
جانی از مادرش پرسید: مامان؟ من چه جوری به دنیا اومدم؟
مادرش جواب داد: تو رو یک لک لک برامون آورد.
جانی کمی فکر کرد و گفت: خب شما و بابا چی؟ شماها چه جوری به دنیا اومدین؟
مادر جواب داد: ما رو هم یک لک لک آورد برای پدر و مادرمون. پدربزرگ و مادربزرگ هم همینطوری اومدن.
جانی مشغول نوشتن مقاله اش شد و نوشت:
تهیه این مقاله در خانواده ما بسیار مشکل است.
چرا که سه نسل است در خانواده ما کسی با زایمان طبیعی به دنیا نیامده!
--روپلاگ