سایت های اونا رو ف ی ل ت ر می کردن
چه خوشحال بودیم
وقتی همیشه با ف ی ل ت ر ش ک ن کار می کردیم

سایت های اونا رو ف ی ل ت ر می کردن
چه خوشحال بودیم
وقتی همیشه با ف ی ل ت ر ش ک ن کار می کردیم
یه نفس عمیق کشیدم
و چند تا سایت حامی د و ل ت رو وا کردم
دلم تاب تاب می کرد که نکنه یه چیزی توش باشه
که به فکر و احساسم شک کنم
نکنه ببینم اونا دارن راس میگن و من اشتباه می کردم
کم کم خوندم
واقعا اینا وقیحن
همش تحقیر و توهین و جسارت
(طرفداراشم مثل خودش بی ادب و کم سوادن)
گویند:
هر وقت از همه آدما و دنیا خسته شدی
برو توی کوه و داد بزن
هنوز امیدی هست؟
و می شنوی که:
هست..هست..هست

این آدم فریب قراره بره مشهد
و احتمال داره دوباره شایعه کنه که می خواستن ترورش کنن
خدایی انشالله که یه قهرمانی پیدا شه و ..
درسی از تاریخ:
"آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، روز پنج شنبه دوم ژوئیه در سخنانی حوادث
ایران را مشابه برخورد "اشتاتزی"
پلیس مخفی آلمان شرقی در دوران تسلط کمونیست ها در این کشور توصیف کرد. مطبوعات اروپا نیز به مقایسه وضعیت امروز ایران با دوران تسلط کمونیسم بر اروپای شرقی پرداخته اند.
اما در اروپای شرقی چه گذشت و چرا صدر اعظم آلمان حوادث
ایران را مشابه روند حوادث در کشورهای
اروپای شرقی سابق و دیکتاتوریهای برپا شده بر اساس
ایدئولوژی در آنها می داند.
خونین ترین حوادث در جریان سرنگونی کمونیسم در اروپای
شرقی در رومانی اتفاق افتاد که شاید بیشترین شباهت
را با حوادث امروز خیابانهای ایران دارد. نیکولای چائوشسکو تنها رهبر در اروپای شرقی بود که حاضر به پذیرش حکم تاریخ نشد و در برابر جنبش آزادیخواهی ملتش مقاوت
کرد و در نتیجه تبدیل به تنها رهبر اروپای شرقی نیز شد
که بدنبال سقوط کمونیسم محکوم به اعدام گردید.
نیکولای چائوشسکو دیکتاتور رومانی در سال 1965 از سوی حزب
کمونیست به "ریاست جمهوری" این کشور منصوب
شد. او بمدت 24 سال خود را بعنوان "رهبری" که
مردم رومانی هیچ نقشی در انتخابش نداشتند بر آنان تحمیل کرد.
چائوشسکو بمانند هر دیکتاتور دیگری تصور می کرد که شکست
ناپذیر است و با اتکا بر نیروی نظامی و نیز
پلیس مخفی مخوفش "سکوریتاس" قادر است تا مردمی را که تشنه آزادی اند تا ابد مجبور به پذیرش "رهبری" خود کند.
در دسامبر سال 1989 و
در حالیکه نیکولای چائوشسکو در بازدید رسمی از ایران
بسر می برد و بعنوان اولین رئیس جمهور یک کشور
خارجی بر روی آرامگاه آیت الله خمینی تاج گل نهاده
بود مردم شهر "تیمی سوآرا" در رومانی در تظاهراتی صلح جویانه خواستار آزادی و حقوق انسانی خود شدند.
النا چائوشسکو همسر دیکتاتور, و معاون نخست وزیر, در حالیکه چائوشسکو در ایران مشغول یک دیدار
رسمی بود در روز 16 دسامبر 1989 دستور کشتار و
سرکوب تظاهرکنندگان آزادیخواه شهر "تیمی سوآرا"
را صادر نمود. ده ها تن از تظاهرکنندگان آزادیخواه در این سرکوب جان باختند.
چائوشسکو پس از بازگشت از مسافرت رسمی از ایران, ضمن
حمایت از کشتار تظاهرکنندگان شهر "تیمی
سوآرا" آنان را "خرابکاران خارجی" خواند که "قادر به دیدن پیشرفتهای مردم رومانی نیستند".
چائوشسکو پس از این بیانات به مانند رسم هر سال به همراه
همسرش و دیگر سران حکومتش در بالکن قصر ریاست جمهوری
رومانی ظاهر شدند تا بمانند 24 سال گذشته سخنانی
تهی از حقیقت را برای مردم رومانی بر زبان آورند..
اما در میان شگفتی جهانیان, صدها هزار نفر از مردمی که با
در دست داشتن عکسهای چائوشسکو و دیگر
سمبلهای حزب کمونیست رومانی جهت شنیدن سخنان "رهبر" در میدان مقابل قصر گرد آمده بودند ناگهان "رهبر" را
"هو" کردند و بمانند جرقه ای
که به انبار باروت سرایت کرده باشد بسوی قصر ریاست جمهوری هجوم
بردند. جهان هنوز مات
حرکت مردم رومانی است که با
تصاویر چائوشسکو و سمبل های حزب کمونیست رومانی در دستشان تومار حکومت وی را در هم پیچیدند.
نیکولای چائوشسکو و همسرش النا لحظاتی ناباورانه از بالکن
قصر شاهد منظره ای بودند که در تصورهیچ کس نمی گنجید. نیروهای امنیتی دیکتاتور به سوی مردم آتش گشودند, اما جلوگیری از خیزش چند صد هزار نفری مردم که دیگر به دروازه های ورودی قصر ریاست جمهوری رسیده بودند با هیچ سلاحی و با هیچ نیروی امنیتی امکانپذیر نبود. چائوشسکو و النا خود را به بام قصر
رسانده و با هلیکوپتری در صدد فرار از رومانی بر
آمدند. پس از دقایقی پارلمان و کاخ ریاست جمهوری و دیگر نهادهای دولتی به تصرف مردم در آمده بود.
تعدادی از نظامیان رومانی در کنار مردم کشور خود
قرار گرفتند و در روز 25 دسامبر سال 1989
هلیکوپتر نیکولای چائوشسکو و النا را در حالیکه در حال
فرار از کشور بودند توسط جنگده های ارتش مجبور به فرود آمدن در خاک رومانی کردند.
تنها ساعاتی بعد چائوشسکو و همسرش در
یک دادگاه مردمی بواسطه سرکوب و کشتار شهروندانی که تنها خواسته شان آزادی بود محاکمه و محکوم به
تیرباران شدند. حکم اعدام بلافاصله و در مقابل دوربین های تلویزیونی در شهر مرزی
"تارگو ویسته" رومانی
به اجرا در آمد. فیلمبردار در لحظات قبل از تیرباران,
تصویر را بر روی دستبند طلای گرانبهای همسر رئیس جمهور و
صدر هیئت رئیسه حزب "کمونیست"
رومانی زوم کرده بود که قبل از تیرباران از پشت بسته شده بود.
دادستان در دادگاه به چائوشسکو گفته
بود: "تو بهتر بود در همان ایران باقی می ماندی, جای تو در همان جا بود".
صحنه محاکمه و سپس تیرباران دیکتاتور رومانی و مقاومت او و
همسرش النا قبل از اجرای حکم از تلویزیون
رومانی و دیگر کشورهای جهان پخش شد. نیکولای چائشسکو
و النا حتی تا آخرین لحظات قبل از تیرباران قادر به باورکردن این واقعیت نبودند که تومار حکومتشان به این سرعت درهم پیچیده شده است.
چائوشسکو تنها مدت کوتاهی قبل از روز اعدامش بعنوان
"رئیس جمهور رومانی" میهمان حکومت
ایران بود.
جالب توجه است که چائوشسکو
دیکتاتور رومانی تنها "رئیس جمهور" جهان بشمار می رود که
بواسطه زمان طولانی حکومت دیکتاتوری اش هم میهمان رسمی پادشاه و
ملکه ایران در زمان حکومت شاهنشاهی و هم میهمان
حکومت اسلامی بوده است.
پس از اعدام نیکولای چائوشسکو تصاویر بازدید
رسمی او از ایران بدون سرو صدا از همه جا حذف شد.
و چنین شد عاقبت دیکتاتوری که سرانجام گرفتار خشم
ملت خود گردید. پس از اعدام دیکتاتور
نوبت به فرزندان و دیگر حامیان و سرکوب کنندگان خیزش آزادی خواهی
رومانی رسید که یکی پس از دیگری به دستهای عدالت سپرده شدند. از جمله "نیکو چائوشسکو" پسر 38 ساله دیکتاتور بواسطه جرائم متعدد
در رابطه با نقض حقوق بشر که با سوء استفاده از موقعیت پدرش
در دوران حکومت او مرتکب شده بود به 20 سال
زندان محکوم شد. او در سال 1992 بواسطه دلایل انسانی
و بیماری از زندان آزاد شد و چهار سال بعد در سن 45 سالگی جان سپرد.
پس از اعدام دیکتاتور رومانی و همسرش, فیلم و
تصاویری که از فقر, نکبت و گرسنگی مردم
این کشور در جهان منتشر شد تاثر دنیایی را برانگیخت.
اینک 20 سال پس از سرنگونی چائوشسکو, مردم رومانی دارای
کشوری آزاد و دمکراتیک و از اعضای اتحادیه اروپا هستند.
خصلت جداناپذیر دیکتاتورها که تصور می کنند شکست ناپذیرند و
زمانی به خود می آیند که واقعیت
از آنان پیشی گرفته است بخشی از تاریخ بشری است. سرنوشت صدام حسین در عراق, چائوشسکو در رومانی, پینوشه در شیلی, هونه کر در آلمان شرقی, فروپاشی اتحاد جماهیر شوری با وجود
دیوارهای آهنین و زرادخانه اتمی اش و ... تنها نمونه های کوچکی
از پایان غیر قابل اجتناب تعدادی از دیکتاتورهای تاریخ
30 ساله اخیر جهان هستند و بی شک آخرین نمونه ها نیز
نخواهند "
مثل همه آدمایی
که این مدت رو از بدترین دوران زندگیشون دانستن
من میخوام فریاد بزنم
م ی ر ح س ی ن عزیزم
دوستت داریم
گرچه نمی تونیم راحت بیایم تو خیابونا و فریاد بزنیم
گرچه آزاد نیستیم
من دلم میخواد فریاد بزنم

یه جوری
تابستونا همش یه جوریه
همش خاطره از دست دادن ها
ناخوشی ها
امسال هم نوعی دیگر
و البته
با نوعی
امید
خدایا یادت باشه ها
ما فقط تو رو داریم
خدایا
کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است . . .
دکتر علی شریعتی
۴. ترميم چهرهٔ ايراني در جامعهٔ جهاني
۳. تشديد روند خود تخريبي در ساختار حکو مت
۲. روشن شدن صورت مسئله و مرزبندي ها
۱. اتحاد و انسجام جامعهٔ ايراني
انق لاب مخ ملی
آشو بگر
انتخا بات سا لم
عوا مل بی گانه
فراموش کردن چهره منحوس او
و باز کردن جایی در گوشه های پنهان قلبم
برای درد است
و
امید
تو این بستر پاییزی مسموم
که هرچی نفس سبزه بریده
نمیدونه کسی چه سخته موندن
مثل برگ روی شاخه تکیده
دلم تنگه برای گریه کردن
کجاست مادر
کجاست گهواره من
هادی خرسندی
کرمی که فقط بر کف این خاک خزیدهست
البته که غیر از خس و خاشاک ندیدهست
ای نخل سرافراز جوان، کرمک مفلوک
بالاتر از این، فکر بلندش نرسیدهست
این ملت رزم است که برخاسته هشیار
وان دولت ظلم است که اینگونه خمیدهست
این نسل جوان وطنم هست و بنازم
درسی که گرفتهست و رهی را که گزیدهست
صندوق به دوشی که گذشت از سر بازار
دزدی است کزین حوزه به آن حوزه دویدهست
پیغمبر دزدان که نشسته پس پرده
این سرقت بیسابقه را نقشه کشیدهست
با سارق صندوق بگوئید که افسوس
این بار برای تو کسی رأی نریدهست!